سيد جلال الدين آشتيانى

771

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مىباشند ، بعضى قيامت را بدون وجود حجاب شهود مىنمايند ؛ لذا سيد كل خواجهء كائنات فرمود « 1 » : « الآن قيامتى قائم » . برخى چنان بوجود قيامت يقين دارند كانّه آن را مشاهده مىنمايند . لسان اين مقام ، گفتار زيد بن حارثه است ، كه به خواجهء عالم گفت : من به مرتبه‌اى از يقين رسيده‌ام كه اهل نار را معذب در جهنم و اهل ايمان را متنعم بنعم و لذات الهى مىبينم . حضرت رسول فرمودند : « و هذه مرتبة ان تعبد ربك كأنك تراه » . در قرآن مجيد همان‌طورىكه بيان شد ، ساعت به قيامت اطلاق شده است . « وَ ما يُدْرِيكَ لَعَلَّ السَّاعَةَ قَرِيبٌ . الَّذِينَ يُمارُونَ فِي السَّاعَةِ لَفِي ضَلالٍ بَعِيدٍ . أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها » . الى غير ذلك من الآيات . و في الاخبار الواردة عن النبى ، اطلاق الساعة على القيامة كثير . يكى از مراتب وجود ساعت و مصداق قيامت ، همان ظهور حقايق از عالم غيب بعالم شهادت ، و رجوع آن به باطن ذات و وجود خود و عود بمقام وجود و غيب حقايق است . چون هر موجودى دائما متلبس به وجودى و منخلع از وجود ديگر است . حقايق موجود در طبيعت ، به مقتضاى حركت جوهرى ، آنى ثابت نيستند . به اعتبارى مجموعهء عالم وجود ، كه صورت و تعين و رقيقهء اسماء حق باشد ، در تغيير دائمى است . هر متغيرى ناچار تعينات آن در تبدل است . لازمهء حركت ذاتى ، تلبس متغير به صورتى غير صورت اول است . اين حكم باعتبار اسماء جلالى

--> ( 1 ) . اولياء كاملين ، بحسب تفاوت درجات و مراتب ، بهشت و دوزخ را در همين عالم شهود مىنمايند . كامل‌ترين شهود ، مشاهدهء حقيقت محمديه است « مراتب وجود را و اولياء محمديين . لذا على « ع » گفت : « لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا » . در همين نشئه متحقق بجميع مراتب حشر و نشرند ، و در حقيقت بوجود سعى احاطى خويش جميع مراتب قيامت را مشهود مىنمايند . از باب اتحاد مدرك و مدرك صحيفهء وجود آنها حشر خلائق است . شيخ عارف ، مولانا جلال الدين رومى به همين معنى در كتاب خود تصريح كرده است . و الحق در بيان اين حقيقت ، قيامت كرده است . زاده ثانى است احمد در جهان * صد قيامت بود اندر او عيان زو قيامت را همىپرسيده‌اند * اى قيامت ، تا قيامت راه چند با زبان حال مىگفتى بسى * كه ز محشر ، حشر را پرسد كسى بهر آن گفت آن رسول خوش‌پيام * رمز موتوا قبل موت يا كرام پس قيامت شو قيامت را ببين * ديدن هر چيز را شرط است ، اين